المحقق السبزواري
556
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
از شوهر و بهترين اسبان را از تازيانه و نيكوترين شمشيرها از صيقل چاره و گزير نباشد . » و از سخنان اوست كه ، « ملك به لشكر است و لشكر به مال و مال به خراج و خراج به تعمير و تعمير به عدل و عدل به اصلاح عمال و اصلاح عمال به استقامت وزرا ، و سر همه تفقّد و بازرسيدن پادشاه است . » و اين نوشيروان از اعاظم ملوك است و در عدل و نيكوسيرتى و اطلاع تمام بر امر پادشاهى مثل است . روزى در مجلس انوشيروان اشاره شد كه دانشوران كه حاضر بودند هريك به اندازه عقل خود سخنى چند كه متضمّن مصلحت پادشاه و رعيّت باشد القا نمايند . و چون نوبت به بوزرجمهر « 1 » حكيم رسيد ، معروض داشت كه ، « آنچه مطلوب پادشاه است به دوازده كلمه اتمام يابد . نوشيروان پرسيد كه ، « آن كدام است ؟ » حكيم گفت كه ، « اوّل ، پرهيز است از شهوت و غضب و هواى نفس . دوم ، صدق است در گفتار و وفا به وعدهها و شروط و عهود و مواثيق . سوم ، مشورت است با دانايان در آنچه روى نمايد از امور . چهارم ، اكرام علما و اشراف و امرا و كتّاب است به قدر دانش و منازل و مراتب ايشان . پنجم ، تعهّد قضايا و تفحّص عمّال و جزا دادن محسن و مسيئ . ششم ، تفحّص اهل زندان هرچندگاهى تا گناهكاران را به جزا رسانند و هركه مستحقّ گذاشتن باشد بگذارند . هفتم ، تعهّد راه و بازارها و اسعار و تجارات مردم . هشتم ، حسن تأديب رعايا بر جرايم و اقامت حدود بر مآثم . نهم ، مهيّا داشتن سلاح و آلات حرب . دهم ، اكرام اولاد و اهل و اقارب است و در اصلاح آن جماعت كوشيدن . يازدهم ، فرستادن جاسوسان و خبرگيران تا حوادث ملكى را به پادشاه رسانند . دوازدهم ، تفقّد وزرا و ندما و خيل و خدم است . » نوشيروان امر نمود كه اين كلمات را به طلا نوشتند و فرمود كه ، « در اين كلمات ، جوامع انواع سياسات و تدبيرات ملكى حاصل است . »
--> ( 1 ) . اصل : ابو زرجمهر .